تبليغاتX
میشه از نو شروع کرد...


میشه از نو شروع کرد...

ba ham ta hamishe

ای کاش میدانستم

پاداش مهربانیم

تنهایی است...

ای کاش میدانستم

جزای عاشقیم

مرگ بی صداست...

ای کاش میدانستم

سزای دوست داشتنم

در خود شکستن است...

ای کاش می دانستم...

با این وجود بازهم تمام وجودم فدای تو مهرداد من

wnurda7mqk0feczv2d2q.jpg

نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 23:27 توسط یه دوست عاشق| |

مرا با سوز جان بگذار و بگذر

اسیر و ناتوان بگذار و بگذر

چو شمعی سوختم از آتش عشق

مرا آتش به جان بگذار و بگذر

دلی چون لاله بی داغ غمت نیست

بر این دل هم نشان بگذار و بگذر

مرا با یک جهان اندوه جانسوز

تو ای نامهربان بگذار و بگذر

دو چشمی را که مفتون رخت بود

کنون گوهر فشان بگذار و بگذر

در افتادم به گرداب غم عشق

مرا در این میان بگذار و بگذر

به او گفتم:سارا از عشق فرسود

به من گفتا:جهان بگذار و بگذر

cfkjcdnk3nq80fdio6nf.jpg

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 14:59 توسط یه دوست عاشق| |

چرا رفتی؟!

نمیدانم چرا؟

شاید خطا کردم و تو...

بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی

نمیدانم تا کجا تا کی

ولی رفتی...

و بعد از رفتنت باران چه معصومانه بارید

وبعد از رفتنت یک قلب ترک برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد...!!!

نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 20:34 توسط یه دوست عاشق| |

 

دور از تو در این شهر مرا همنفسی نیست

فریاد کنم از دل و فریادرسی نیست

مارا نفس از هجر به لب آمد و مردم

گویند که این عشق توهم جز هوسی نیست

ای آه بسوزان به شرر سینه مارا

کین سینه برای دل ما جز قفسی نیست

گفتم به دل از همهمه در سینه چه غوغاست؟

گفتا که در این خانه به جز یار کسی نیست!!!

1jqpylwwgqu1vge18nfd.jpg

نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 13:3 توسط یه دوست عاشق| |

به راستی چقدر سخت است خندان نگه داشتن لبها    

در زمان گریستن قلبها

و تظاهر به خوشحالی در اوج غمگینی

و چه دشوار و طاقت فرساست

گذراندن روزهای تنهایی

در حالی که تظاهر میکنی هیچ چیز برایت اهمیت ندارد

اما چه شیرین است

در خاموشی و خلوت به حال خود گریستن

نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 14:1 توسط یه دوست عاشق| |

سلام خوبید دوستای خوبم

من دوباره برگشتم

منتظر اپ های جدیدم باشید

همتونا دوست دارم

نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 21:53 توسط یه دوست عاشق| |

عشق یعنی قطره قطره آب شدن... در وفور اشک یار گریان شدن.

عشق یعنی بر دلی چیره شدن... دست از جان شستن و مجنون شدن .

عشق یعنی در حضور باران طوفان شدن... در کنار قاصدک رقصیدن و پرپر شدن.

عشق یعنی در عمیق قلب یار ساکن شدن... بر دامان وی افتادن و بی جان شدن.

عشق یعنی در پی باد رفتن و راهی شدن... از فراز کوه ها بگذشتن و پیدا شدن.

 


نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت 16:57 توسط یه دوست عاشق| |

                                          

          

                    این پست به دلایلی که تو نظرات مشاهده میکنید پاک شد 

  

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 21:0 توسط یه دوست عاشق| |

   

                                              

                              

 

                               

              

             

چه طور بود؟

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 20:3 توسط یه دوست عاشق| |

آی آدم‌ها كه بر ساحل نشسته شاد و خندانيد!

يك نفر در آب دارد می ‌سپارد جان
.

يك نفر دارد كه دست و پای دائم می ‌زند،


روی اين دريای تند و تيره و سنگين كه می ‌دانيد
.

آن زمان كه مست هستيد از خيال دست يابيدن به دشمن،


آن زمان كه پيش خود بيهوده پنداريد،


كه گرفتيد دست ناتوان را


تا توانی بهتر را پديد آريد،


آن زمان كه تنگ می ‌بنديد،


بر كمرهاتان كمربند،


در چه هنگامی بگويم من؟


يك نفر در آب، دارد می كند بيهوده جان قربان
!

آی آدم‌ها كه بر ساحل بساط دلگشا داريد
!

نان به سفره، جامه‌ تان بر تن؛


يك نفر در آب می ‌خواند شما را
.

موج سنگين را به دست خسته می ‌كوبد،


باز می دارد دهان، با چشم از وحشت دريده،


سايه‌‌هاتان را ز راه دور ديده،


آب را بلعيده در گود كبود و هر زمان بی تا بيش افزون،


می ‌كند زين آب‌ها بيرون،


گاه سر، گه پا
.

ای آدم‌ها
!

او ز راه دور اين كهنه جهان را باز می ‌پايد،


می ‌زند فرياد و اميد كمک دارد؛


آی آدم‌ها كه روی ساحل آرام در كار تماشاييد
!

موج می كوبد به روی ساحل خاموش،


پخش می ‌گردد چنان مستی به جا افتاده بس مدهوش،


می ‌رود نعره ‌زنان. وين بانگ از دور می ‌آيد
:

ـ «آی آدم‌ها
»...

و صدای باد، هر دم دلگزاتر،

در صدای باد، بانگ او رهاتر،


از ميان آب‌های دور و نزديک


باز در گوش آيد اين نداها
.

ـ «آی آدم‌ها»

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 12:6 توسط یه دوست عاشق| |


Design By : Night Skin